العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

145

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

به صورت خويش زدند ، صداى به وا ويلا بلند كردند . مردان نيز شروع بگريه نمودند . زنان و مردان گريانى بيش از آن روز ديده نشد ! پس از ام كلثوم حضرت زين العابدين عليه السلام بمردم اشاره كرد و فرمود : ساكت شويد ! پس از سكوت مردم آن حضرت برخاست و بعد از اينكه حمد و ثناى خداى را بجاى آورد و درود بر پيغمبر اعظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله فرستاد فرمود : ايها الناس كسى كه مرا ميشناسند كه ميشناسد . كسى كه مرا نمىشناسد من على بن الحسين ابن على بن ابى طالب هستم . من پسر آن كسى هستم كه در كنار فرات بدون گناه شهيد شد . من پسر آن شخصى ميباشم كه نسبت به وى هتك حرمت شد . اموال او را بتاراج بردند . اهل و عيال وى را اسير كردند . من فرزند آن شخصيتى هستم كه در راه خدا صبر كرد و شهيد شد و يك چنين فخريه‌اى براى من كافى است . ايها الناس شما را به خدا قسم مىدهم آيا ميدانيد كه براى پدرم نامه نوشتيد و او را فريب داديد و با او عهد و پيمان بستيد ، سپس با آن حضرت مقاتله كرديد و او را تنها نهاديد ، نابود باد آنچه را كه پيشاپيش براى خود فرستاديد ! چه رأى و نظريهء بدى داريد ! با چه چشمى به پيغمبر خدا نظر ميكنيد در آن موقعى كه بشما بفرمايد : عترت مرا كشتيد ؟ نسبت به من هتك حرمت نموديد ؟ شما از امت من نيستيد ! ! صداى ضجهء مردم از هر طرف بلند شد . بعضى از مردم به يك ديگر ميگفتند ؟ هلاك شديد ولى نميدانيد ! ! سپس حضرت سجاد عليه السلام فرمود : خدا رحمت كند آن مردى را كه نصيحت مرا بپذيرد . پند و اندرز مرا براى خدا و رسول و اهل بيت او حفظ نمايد ، زيرا ما به پيامبر خدا تأسى نموديم . مردم گفتند : يا بن رسول اللَّه ما عموما مطيع و فرمانبردار تو ميباشيم ، ما تو را از دست نميدهيم و به تو راغب هستيم : بما دستور بده تا اجرا كنيم ، خدا تو را رحمت نمايد ، زيرا ما با كسى كه تو بجنگى ميجنگيم و با هر كسى كه مسالمت